سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی رشت
۱۳۹۷ دوشنبه ۲۵ تير
بیست و دومین سالگرد شهادت آتش نشانان شهر باران عبدی و مرادی 1397/02/23
بیست و دومین سالگرد شهادت آتش نشانان شهر باران عبدی و مرادی
 

125رشت- به گزارش خبرنگار تحریریه خبر روابط عمومی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی رشت،

23 اردیبهشت سالروز شهادت آتش نشانان عبدی و مرادی روز پر التهاب و حک شده در ذهن و جان مردمان رشت و آتش نشانان شهر باران گرامی باد.

ساعت 2:58 دقیقه بامداد یک شنبه 23 اردیبهشت یک هزار و سیصد و هفتاد و پنج  لحظه های پر کشیدن آتش نشانان شهید بهمن عبدی و مهدی مرادی را فریاد زد.

و در ادامه مصاحبه فرزندان ارشد این دو شهید بزرگوار را میخوانید...

عابدین مرادی از پدرش به عنوان یک دوست و رفیق دیرین یاد میکند و آنچنان که قطرات اشک از گوشه چشمانش به آرامی خنیاگر رفیق کودکی و نوجوانی، هم بازی قدرتمند شطرنج بازی اش را به گوشمان میرساند، می گفت: پدرم بسیار نهج البلاغه را دوست داشت حافظ را به خوبی برایمان میخواند و یکی از تفریحات دلنشینش که ما را  نیز با خود همراه می کرد ماهی گیری و شنا کردن بود.

وی در ادامه که سنگینی کلام از یاد پدر، شدت و حدت کمتری به خود گرفته بود، خاطرات روز حاثه را برایمان چنین مرور کرد:  بر روی نیمکت مدرسه علومی در مقطع دوم راهنمایی انتظار اوراق امتحانی درس حرفه و فن را میکشیدم که به ناگاه مدیر مدرسه صدایم کرد، و گفت نیاز به ارایه آزمون نیست و مرا به بیرون از مدرسه برد و از آنجایی که مدرسه به بیمارستان پورسینای رشت نزدیک بود پیاده به سمت بیمارستان حرکت کردیم....کودکی و خجالت دریغ داشت که بپرسم به کجا چنین شتابان....

 
 
 

وی ادامه داد: به نزدیکی بیمارستان که رسیدیم با دیدن جمعیت زیادی از اقوام سوال کردم، اینجا چه شده و هنگام مشاهده چشمان اشک بار مادرم و مهدی گفتن هایش... انگار الهامی بر دلم مرا به سمت جمعیت و سردخانه و بالین پدرکشاند... پدر را از دستهای ضخیم و تنومندش شناختم، صدایش کردم و فریاد کشیدم.

در این هنگام دیگر عابدین مرادی اشکهایش برایش مجالی نمیگذاشت ولی همچنان از تلاشش برای بیدار کردن رفیق شطرنج بازش میگفت. تلاشم بی فایده بود.. خدایش رحمت کند.

در ادامه گفتگویی داشتیم با امید عبدی فرزند ارشد آتش نشان شهید، بهمن عبدی که او نیز هم اکنون یکی از خادمین مردم در سازمان آتش نشانی مشغول به کار است.

37 ساله هستم و در زمان شهادت پدر 15 سالم بود،  دانش آموز اول دبیرستان مدرسه علومی رشت.

امید عبدی که در کنار عابدین مرادی دوست دیرین و همکار ارجمندش با لبخندی در ادامه گفتگو با ما همراه می شود ابراز داشت: پدرم عشق خاصی نسبت به آتش نشانان و شغل آتش نشانی داشت ورزشکار و شناگر قوی بود و هم اکنون نیز تمامی فرزندانش بجز من شناگران ماهری هستند ولی با توجه به تلاش های زیادش بواسطه شیطنت و ترسی که داشتم هرگز نتوانست شنا کردن را به من بیاموزد.

پدرم کشاورز زاده بود.

 اردیبهشت فصل کشاورزی، آبیاری، خزانه گیری، مرز کردن و نشاء و....  روستایی زاده که باشی میدانی چه زحمت و رنجی دارد.

وی در ادامه همچنان با آرامش خاصش از زمان های دور آتش نشانی صحبت کرد و گفت: در آن زمان سازمان آتش نشانی دارای 2 ایستگاه آتش نشانی بود؛ یک ایستگاه واقع در میدان فرهنگ کوچه آتش نشان و ایستگاه دیگر، استادسرای رشت که پدر در ایستگاه آتش نشانی فرهنگ مشغول به خدمت بود.

وی همچنان ادامه داد: آتش نشانان تلاشگران عرصه آب و آتش همیشه و همه جا حادثه در کمین جانشان است. پدرم همیشه می گفت آتش نشان که باشی می شوی خادم مردم با جسارت و بی باک به دل آتش می زنی تا از جان و مال مردم حراست کنی.

همین گزارش حاکی است: در ساعت2:58 دقیقه بامداد روز یک شنبه 23 اردیبهشت 75 تماس شهروندان با مرکز 125 آتش نشانی خبراز حادثه آتش سوزی مسجدی در محله نخودچر را داشت که بواسطه گسترش آتش و درخواست کمک و همیاری خودرویی حامل آتش نشانان شهید عبدی و مرادی از ایستگاه 2 آتش نشانی به محل حادثه فراخوانده شدند.

روحشان شاد و یادشان همیشه در دلها گرامی باد.

 
تعداد بازدید: 19
Powered by DorsaPortal